السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
109
تحرير الوسيلة (فارسى)
دهم ببيند همهء ده روز نفاس است و همچنين است اگر يك روز در ميان تا روز دهم خون ببيند ، و اگر پس از زايمان جز روز دهم خون نبيند فقط همان روز دهم نفاس است و روزهاى پاكى قبل از روز دهم تماما طهر [ 40 ] مىباشند و اگر روز سوم و دهم زايمان خون ديد نفاس او هشت روز است . ( 1 ) مسألهء 2 - اگر بعد از زايمان ، خون بيش از ده روز ادامه پيدا كرد ، در صورتى كه در حيض صاحب عادت عدديه باشد بايد نفاسش را به اندازهء روزهاى حيضش قرار دهد ، چه ده روز باشد يا كمتر ، و بعد از آن كارهاى مستحاضه را انجام دهد . و اما اگر در حيض صاحب عادت نباشد بايد نفاسش را ده روز قرار داده و بعد از آن ، كارهاى مستحاضه را انجام دهد . اگر چه تا روز هجدهم سزاوار نيست احتياط در جمع بين وظائف زن نفساء ، ( صاحب نفاس ) و مستحاضه را ترك نمايد . ( 2 ) مسألهء 3 - بايد بين نفاس و حيض بعد از آن اقل طهر كه ده روز است فاصله بيفتد ، پس اگر از وقت زايمان تا روز هفتم خون ببيند سپس بعد از روز دهم سه روز يا بيشتر خون ببيند حيض نيست بلكه استحاضه است ، گرچه احتياط آنست كه تا روز هجدهم جمع بين وظائف نفساء و مستحاضه نمايد ، در صورتى كه صاحب عادت نباشد ، همانطورى كه گذشت ولى فاصله شدن اقل طهر بين نفاس و حيض قبل از آن بنابر اقوا لازم نيست ، بنابراين اگر قبل از زايمان سه روز يا بيشتر خون ببيند ، - چه متصل به زايمان و يا به فاصلهء كمتر از ده روز باشد - حيض است خصوصا اگر در وقت عادت باشد . ( 3 ) مسألهء 4 - اگر خون تا يك ماه يا كمتر و يا بيشتر از آن ادامه پيدا كند ، بعد از گذشت مدت عادت در صاحب عادت و مدت ده روز در زنى كه عادت ندارد ، محكوم به استحاضه است ، ولى بعد از گذشت ده روز از خون نفاس ممكن است كه حيض باشد ، پس اگر صاحب عادت بوده و روزهاى ديدن خون مصادف با آن عادت باشد ، محكوم به حيض است ، و گرنه بايد رجوع به صفات و تميز نمايد ، و اگر اوصاف و تميز نداشت بايد به خويشان رجوع نمايد ، و گرنه هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد ، به تفصيلى كه در حيض گذشت ، مراجعه شود . ( 4 ) مسألهء 5 - اگر خون نفاس ظاهرا قطع شود بايد ، به كيفيتى كه در حيض گذشت ، استظهار [ 41 ] نمايد پس اگر خون واقعا قطع شده بود بايد مانند حائض براى آنچه مشروط به غسل است غسل نمايد . ( 5 ) مسألهء 6 - زن نفساء در جايز نبودن نزديكى با او و صحيح نبودن طلاقش و حرام بودن نماز